ذهن دانیالی

ما یک دیوار در دلمان داریم که یک روز خاصی اون رو برای محافظت از خودمان تشکیل دادیم.

همه این را دارند. فقط برای بنده خیلی بلند است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ توسط دانیال | پيام ها ()

 

I'm the one who always will be there...

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ توسط دانیال | پيام ها ()

ای ... تو روح اونایی که باعث می شن دلار بره بالا پایین اینقدر!

تمام زندگیمون به این دلار کوفتی وابسته شده!

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ توسط دانیال | پيام ها ()

مانده ایم الان بیشتر در کف آهنگ فیلم رومئو ژولیت 1968 هستیم یا بیشتر در کف آهنگ فیلم آملی در سال 2001 !

ما یک روزی  آهنگ ساز بزرگی خواهیم شد!

حداقلش این است که یک سمفونی یا سوناتا که می توانیم بنویسیم!

حالا این هم نشد می رویم بازیگر تئاتر می شویم و نقش رومئو را بر عهده می گیریم.

امیدواریم ژولیتمان را بشود در صحنه بوسید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧ توسط دانیال | پيام ها ()

بعضی مواقع فکر می کنم کسی مثل من که یک سری از آهنگ ها رو به صورت مرتب گوش می ده و بهشون فکر می کنه، معنیش اینه که در گذشته ی خودش خیلی زندگی می کنه! یعنی یه جورایی اتقاقات گذشته رو ول نمی کنه. و این فکر من رو درگیر خودش کرده.

 What Must Be Done - By Nick Cave & Warren Ellis - In: the Assasination of Jesse James By the Coward Robert Ford

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٦ توسط دانیال | پيام ها ()

صدای ضربان قلبم توی سرمه و مزاحم خوابم شده!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٠ توسط دانیال | پيام ها ()

الان دیگه انداختن تقصیر روی دوش دیگران به شکل واضح و تابلو حرکت قدیمی ای شده! 

جدیدآ تا اتفاقی میفته هر کس و ناکسی بلند میشه میگه من از طرف فلانی عذر می خوام! امیدوارم هواداران این روزها رو فراموش کنن! من قول می دم دیگه اینطوری نشه!

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٩ توسط دانیال | پيام ها ()

حدود 6 سال پیش بود که بنده وارد امر وبلاگ نویسی شدم. 

از اون موقع تاحالا دوستان زیادی پیدا کردم که خوشبختانه به همشون می بالم.

این وسطا ما با یه چند نفری بیشتر صمیمی شدیم.

و خب به دلایل کوچیک و بزرگ دو سال پیش ارتباطم  رو با یکی دوتا از اونها از دست دادم.

امروز فهمیدم یکی از اون دوستان صمیمی سال پیش در دانشگاه خودم و رشته ی خودم درس می خونده! از قضای روزگار این دوست ما امسال دانشگاه و رشته اش رو عوض کرد و دیگه در اینجا نیست. 

و حسی که الان به من(ما) دست داده خیلی نادر و عجیبه! 

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٠/٩/۱۱ توسط دانیال | پيام ها ()

فکر کنم یک نفر دکمه ی فست فوروارد 16x را در زندگی ما روشن کرده است!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٩ توسط دانیال | پيام ها ()

و آنگاه که گل ها خار می شوند و خارها گل.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۳ توسط دانیال | پيام ها ()

وقتی که به دل بیفتد که دیگر افتاده است.

اما یک وقتایی هم لازم داری که به دل بیفتد آنوقت است که سراغ دلیل می روی.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۳ توسط دانیال | پيام ها ()

چند گذریست نیاز شدیدی به زدن پیانو می کنیم!

سام وان کیل می ناو اور آیم گوینگ تو دای اسلولی اند پینفولی اند هارشلی این سام وی آی دونت نو!

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/٢٤ توسط دانیال | پيام ها ()

هر روز که می گذره به امید این که بتونم به اهدافم برسم شروع می کنم به کار کردن. این چند وقته حس می کنم هر روز نزدیکتر دارم میشم به چیزهایی که می خوام. الان که فکر می کنم می بینم هرچی تا الان بدست آوردم با کار سخت و جست و جوی واقعآ زیادی بوده. هیچ کدومشون راحت نبودن و می دونم که نخواهند بود. بالاخره پستی بلندی های زندگی همیشه وجود داشتن و دامن گیر همه میشن. خیلی خوشحالم که در این راه خانوادم همیشه در کنارم هستن. با اینکه اوضاع و احوال ما خوبه و راضی هستیم, اما گاهی احساس می کنم خیلی کند پیش میرن, کندتر از چیزی که انتظار دارم. شاید من انتظاراتم از خودم بالاست و در واقع همه چیز همونطور که باید باشن هستن, اما مهم نیست! مهم اینه که می خوام اونطوری که من می خوام باشن. اگه قرار باشه هرطوری که سرنوشت و زندگی خواستن حرکت کنم, اونوقت هیچ وقت دیگه نمی تونم با احساس رضایت از خودم زندگیم رو ادامه بدم. 

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٤ توسط دانیال | پيام ها ()

DragonForce - Through The Fire And Flames

Genre: Power Metal with Guitar Solos

On a cold winter morning in a time before the light
In flames of death's eternal reign we ride towards the fight
When the darkness has fallen down and the times are tough alright
The sound of evil laughter falls around the world tonight

Fighting hard fighting on for the steel through the wastelands evermore
The scattered souls will feel the hell bodies wasted on the shores
On the blackest plains in hell's domain we watch them as they go
In fire and pain now once again we know

So now we fly ever free, we're free before the thunderstorm
On towards the wilderness our quest carries on
Far beyond the sundown, far beyond the moonlight
Deep inside our hearts and all our souls

So far away we wait for the day
For the light source so wasted and gone
We feel the pain of a lifetime lost in a thousand days
Through the fire and the flames we carry on

As the red day is dawning and the lightning cracks the sky
They'll raise their hands to the heavens above with resentment to their eyes
Running back through the mid morning light there's a burning in my heart
We're banished from a time in a fallen land to a life beyond the stars

In your darkest dreams see to believe our destiny this time
And endlessly we'll all be free tonight

And on the wings of a dream so far beyond reality
All alone in desperation now the time has come
Lost inside you'll never find, lost within my own mind
Day after day this misery must go on

So far away we wait for the day
For the light source so wasted and gone
We feel the pain of a lifetime lost in a thousand days
Through the fire and the flames we carry on

Wha-o-o! Whao-o-oh! Whao-o-oh! Wha-o-o! Whao-o-oh! Whao-o-oh!

Now here we stand with their blood on our hands
We fought so hard now can we understand
I'll break the seal of this curse if I possibly can
For freedom of every man

So far away we wait for the day
For the light source so wasted and gone
We feel the pain of a lifetime lost in a thousand days
Through the fire and the flames we carry on

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۸ توسط دانیال | پيام ها ()

Being a founder means you can work half-days if you want. The best part is you get to choose which 12 hours that is.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۱ توسط دانیال | پيام ها ()
Blog Skin