ذهن دانیالی

برادر من خواهر من دروغ چرا؟

کی گفته من دلم تنگ نمیشه.اگه دانیال گفته دسته خودش نبوده اینجانب دانیال خان

همینجا اعلام میدارد دلش تنگ شده!‌

خب این بشر خوب و مهربون و باسواد و خوشتیپ دلش برای اسکیت هاش تنگ شده...

برای یک چیز و یک چیز دیگه هم تنگ شده !

جهانیان در شگفتن که دل دانیالی با این همه وسعت چجوری تنگ شده. من که نمیدونم.

کار کاره همین اغتشاش گراست...

آقا باز هم دروغ چرا ؟

امروز یاد دوران جاهلیتمان افتادیم... به این معنا نیست که الان عاقل و بالغ هستیم.

نسبت به اون دوران عرض کردیم.

آقا باز هم دروغ ؟!‌

انقده بدم میاد یکی سوال رو با سوال جواب بده.تازه ورژن های مختلفی هم داره.

مثلآ یک موقع یک سوال ساده و معمولی میپرسی طرف سوال میپرسه ازت!‌

اولآ که به تو چه! دومآ که اول جواب بده بعد بپرس ! سومآ اگه لازم بدونم خودم همه چی رو تعریف میکنم.

نیازی نیست از زیر زبونمان چیزی بیرون کشیده بشه...

ورژن های دیگه اش هم که قابل حدسه من نمیگم.

خانم جان دروغ؟!

‌ (تصمیم گرفته شده تنوع داده بشه کردیمش خانوم.فک نکنین شمارو میگم که گفتم خانوم حال کنین هاااا.

(شک نکنین که شمارو میگه! ) ‌ )

کی گفته من آهنگ های خاص گوش میدم فقط!

صد البته من دیروز فقط داشتم ابیرام و الن گوش میکردم.

درسته که خیلی از کارهاشون ضعیفه بعضی از خواننده ها اما چیزی داره که بعضی موقع ها لذت بخشه.

(یکی از دلایلی که مارا یاده دوران جاهلیت انداخت همین آهنگ بود! البته دیروز اولین بار بود که شنیدیمش)

خانم دروغ؟!‌

خوبه که آدم تو خونه اش آینه داشته باشه و همیشه با دقت بهش نگاه کنه... و کمتر ماله دیگران رو ببینه و

وقت و بی وقت بهشون گوش زد کنه!

اصولآ از ایراد گرفتن و غر زدن واهمه داریم.چون ممکنه خودمون هم اون مشکلات رو داشته باشیم و حالیمون نباشه.

به جان خودم تو هم اینطوری فکر کنی به نفعه هم خودته هم اطرافیانت!

دروغ ؟

نچ! هیچ کدومشون دروغ نبود...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸ توسط دانیال | پيام ها ()