ذهن دانیالی

دانیال : انتظار نداشتی ازم نه؟

او :فک نمیکردم در این حد (‌به معنای دیگر : فکر نمیکردم در این سطح ... باشی!‌ )

دانیال : از نظر من مهم نیست.

او :‌ همم(این دیگه چه آدمیه.چقدر بی فکره)

او :‌خب اشکال نداره انشالاه...لبخند (‌مای گاد این دیگه کیه ما چی فکر میکردیم چی شدچشم)


حالمان بهم میخورد از هرچی فکر است.

البته  حال بهم خوردن از آنها تنها راهیست که باعث میشود از خود ناراحت نشوم و زندگیم راحت تر بگذرد.

و در آخر ضربه ی نهایی را با این حرف به آنها میگویم(البته در دلم) :

گور بابای همه یتان...


_______________

 

لبخند

نوشته شده در تاريخ جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۸ توسط دانیال | پيام ها ()