ذهن دانیالی

در اینجا جو کماکان سنگین است.

وبلاگ نه.خونه.

نمیدونم هفته ی دیگه چجوری باهاشون رفتار کنم.چی بگم بهشون.

در اینجور مواقع آدم دلش میخواد فقط بخوابه.کسی نیاد سراغش.باهاش کاری نداشته باشه.

جای همه خالی... غذایی زدیم به رگ تند بود خفن.اشتهام باز شد.حیف که سیر نشدمنیشخند

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط دانیال | پيام ها ()