ذهن دانیالی

در افسانه ها از پرنده ای شگفت انگیز یاد شده است.....
پرنده ای که تنها یکبار در طول زندگیش آواز می خواند....
از بدو تولد او به دنبال خارزار است و تا آنرا نیابد آرام ندارد آنگاه که یافت
تیزترین و بلندترین خار را انتخاب کرده و خود را در میان آن اسیر می کند و زیباترین آواز را سر می دهد تا جائیکه جان می سپارد....
بلبلان و چکاوکان با مرگ او آواز سر می دهند....
او تمام زندگی خود را به یک آواز می بازد....
آوازی که همه آنرا می شنوند....
و خداوند و فرشتگان نیز در آسمانها گوش فرا می دهند و لبخند بر لبانشان جاری می گردد.... 

------

فیلمش که مارا کلی به فکر فرو برد...

خیلی وقت بود همچین فیلمی ندیده بودم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ توسط دانیال | پيام ها ()