/ 5 نظر / 8 بازدید
ارغوان!

صخره دانیال جان ، نه سخره[نیشخند]

H.b.P

اینهمه بهت گفتم بیا بریم کوه، حالا آقا تنهایی پامیشه میره[قهر]

مهرنوش

چشم چرونی؟؟؟؟ دانیال با کی رفته بودی؟؟؟؟ بعدم تو کله سحر بدون چایی خوردن رفته بودی کوه؟؟؟ عجب.

مرجان

یه زمانی عاشق کوه بودم... اما یه دوستی رو ژیدا کردم که اونم عاشق کوه بود و از کوه بدم اومد... مثه اینکه از کتابم بدم اومد متاسفانه![عینک] کوه واقعا خیلی جالبه... نا خود آگاه به آدم یه حسی میده که انگار خیلی آزادی... تو قید و بند نیستی و خیلی چیزای دیه! یه وقتایی توی مسیر یاد چیزایی میفتی که کمی آزارت میده و این باعث میشه که زیبایی اونجا رو فراموش کنی... گاهی هم افرادی که باهاتن حرفای آزار دهنده میزنن... کوه اسمش روشه... کوه!

مهرنوش

این جواب چشم چرونی نبود ها؟ میگم کیو داشت دید میزدی؟