مدل نوشتن این روزهام

یه موقع هایی یه مطلبی ! مثل برق میزنه به ذهنم

تا میام بنویسمش مثل همون برق اولی که اومد از کلم پاک میشه

تنها چیزی که ازش یادم میمونه اینه که میخواستم یک چیزی بنویسم.

حتی یکذره هم ازش یادم نمیاد.

فرقی نمیکنه چه بخوام تایپ کنم یا بنویسمش.

یک جورایی بعضی موقع ها میفهمم فلان چیزی که بهش فکر میکنم از همین مدل فکرا و حرفاست.

اما نمیشه کاریش کرد وقتی بخواد بره میره انگاری.

بعضی موقع ها یک مطلبی میزنه به ذهنم سرعتش معمولیه

طوری که سرعت دستم هم بهش میرسه !

بعضی موقع ها انقدر سرعت مطلبه پایینه که نمیشه نوشتش.


این چندروز مدل اولی با آخری خیلی زیاد شدن.

یا مثل برقه یا مثل کوالا...

/ 6 نظر / 8 بازدید
علی

سلام.موفق باشید.

ارغوان!

آخ اون تیکه که نوشتی یهو آدم همه چیزی رو که می خواد بنویسه ، از یادش میره و فقط می دونه که قرار بوده یه چیزی بنویسه، انقدر سرم اومده.[چشمک]

رایان

یه دفترچه دارم برا همین کار. مخصوصا تو ماشین آی پست میاد تو کله‌م !! [نیشخند] یه سر خطی می‌نویسم که یادم باشه تیتر رو. ولی به قول تو یه وختایی میشه که حتی با اینکه یادم میاد چی هست داستان ولی اونچیزی که تو ماشین تو ذهنم بوده نمی شه. پس بیخیالش می‌شم!

آلا

من این اتفاق اولی سر حرف زدنم اومده.:دی دیگه انقد گفتم این حرفو که یه چیزی میخواستم بگم یادم رفت که دیگه دوستام فک میکنن تیکه کلامم شده باورشون نمیشه که واقعا یه چیزی میخواستم بگم.

کوچولوترین ستاره

من وقتی یه چیز میاد تو ذهنم به دفتر نمی کشه تو موبیلم جای اسمس می نویسم تا یادم نره[نیشخند]

کوچولوترین ستاره

تا حالا پیش نیمده واسم .تو ذهن من پر مطلب واسه نوشتن ولی خودم نمی پسندم شون